الشيخ رسول جعفريان
260
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
و حكمش عَدْل بود . « 1 » يكى ديگر از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگويد : هيچ كس را نديده كه بيش از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر لبانش تبسم باشد . « 2 » و ابوسفيان كه پس از مسلمان شدن رفتار اصحاب را با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ديد گفت : « ما رأيْتُ قَوْماً قطّ أشَدّ حبًا اصْحابِهِمْ مِنْ اصْحابِ مُحَمّد له ، « تاكنون نديده بودم كه كسانى صاحب خويش را آن اندازه كه اصحاب محمد صلى الله عليه و آله و سلم او را دوست مىدارند ، دوست داشته باشند . » « 3 » امام حسين عليه السلام نيز به نقل از پدرش رفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را با مردمى كه با او كارى داشتند به خوبى و زيبايى توصيف كرده است كه چگونه به مردم نيازمند مىرسيد و از آنان مىخواست تا نياز كسى را نيز كه نمىتواند خود را به او برساند ، به او برسانند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جز وقتى را كه براى خدا و خانواده گذاشته بود ، هيچ چيزى را ذخيره نكرده وهميشه دراختيار مردم بود . آن حضرت دائما در پى تأليف قلوب مردم تلاش مىكرد ( يؤلفهم و لا ينفرهم ) . بزرگ هر قومى را آرام مىكرد و او رابر آنان سرورى مىداد . از احوال اصحاب خويش تفقه مىكرد و از آنچه ميان مردم مىگذاشت مىپرسيد ( يتفقد اصحابه و يسأل الناس عما فى الناس ) . نيكوكارى را تحسين مىكرد و كار زشت را سبك مىشمرد . آن حضرت ميانه روى را حفظ مىكرد ، از حق [ گويى ] كوتاهى نمىكرد و كوتاهى در حق گويى را روا نمىشمرد . همراهانش از بهترين مردم بودند و بهترين آنان نزد او ، ناصح ترينشان بود و برترين آنان نزد او ، نيكوكارترين آنها . او جز بر ذكر خدا قيام و قعود نداشت ؛ در مجلسى كه مىنشست حق همهء همنشينان را حفظ مىكرد ؛ به گونهاى كه همنشين او ، دوستدارتر از او بر خود نمىشناخت ( و برآن بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نهايت علاقه را به دو داشته و حتى بر ديگران ترجيحش مىدهد ) . « 4 » با هر كسى كه به دو نيازى داشت آنقدر مىنشست تا او برخيزد ؛ كسى كه چيزى از او مىخواست جز با برآوردن نياز او يا سخنى نيكو ، او را باز نمىگرداند . او در حق ، براى مردم پدرى مىكرد و همه در برابرش در حق بودند ؛ مجلس او مجلس حكمت و حيا و صبر و امانت بود ؛ صدايى از آن بر نمىخاست . برخورد او با مردم نرم و نيكو بود ؛ از آنچه بدان علاقهاى نداشت خود را به تغافل مىزد ؛ از هيچ كس عيبجويى نكرده و كسى
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، ص 139 . ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، صص 372 - 373 [ مارأيت احداًأكثر تبسماًمن رسول الله ] . ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 56 ؛ مصنف ابن ابى شيبه ، ج 14 ، ص 484 . عروة بن مسعود نيز چنين مىگفت : مصنف ابن ابى شيبه . ، ج 4 ، ص 447 . ( 4 ) . دربارهء آنچه در پرانتز آمده نك : مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 15